حدیث مفصل
مقالات و یادداشت های هادی حق پرست 
نویسندگان

با وجود گذشت قریب به دو دهه از به کار گیری استراتژی چماق و هویچ توسط آمریکا در قبال ایران، هنوز هم راهکار اصلی آمریکا در برابر ایران با وجود طرح ها و استراتژی های دیگر همچنان همان هویچ است و چماق که گاه این هویچ را به سمت ملت نشان می دهد و چماق را نیز پشت خود برای دولت آماده می کند.

این استراتژی در کل دیپلماسی اجبار نام می گیرد. دیپلماسی اجبار راهبردی دیپلماتیک با درجه ای از اجبار محدود است که در واقع در حالتی به اعمال فشار می پردازد که به جای استفاده از زور برای متوقف کردن رقیب خود، آن را قانع کند تا از اقدام خود منصرف شود. اما معمولا در عمل به همینجا ختم نشده و پس از قانع یا همان تسلیم شدن حریف گردن اش را می شکند. این اصل اساسی در سیاست خارجی ایالات متحده آمریکاست.

لذا برخلاف آنچه که در دانشکده های علوم سیاسی آموزش داده می شود و در کتاب های روابط بین الملل نوشته می شود که دیپلماسی جدای از جنگ و زور است یا جنگ در حالت بن بست دیپلماسی اتفاق می افتد، زور و دیپلماسی باید همگام مورد استفاده قرار گیرند تا تنیجه مطلوب حاصل شود، نه زور یا دیپلماسی. این همان است که موضوع یادداشت حاضر، یعنی دیپلماسی اجبار است. دیپلماسی اجبار یعنی تعامل میان زور و دیپلماسی برای رسیدن به اهداف با استفاده از فرصت ها و تهدیدها. در زمان معاصر دوبار در عرصه روابط بین الملل این دیپلماسی محک زه شد و هر دو بار هم مجری آن آمریکا بود.

اول در برابر صدام حسین و رژیم بعث او در عراق و سپس هم برای معمرقذافی در لیبی. آمریکا برای مقابله و کنار گذاشتن صدام بنا به دلایلی که در این مجال فرصت آن نیست، اولین هجمه را به عراق به بهانه تهدید هسته ای بودن او آغاز کرد و باعث شد تا بازرسان آژانس انرژی اتمی در عراق وارد و تمام تاسیسات نظامی و تکنولوژی عراق را بررسی کنند. در مرحله دوم ادعا شد که سیستم موشکی عراق خطرناک است و با موافقت صدام و کوتاه آمدن او، در مقابل رسانه های جهان موشک های العباس و الحسین یا اسکات بی و اسکات سی را با جوش های کاربیت بریده و از بین بردند.

در 2002 ایران، عراق و کره شمالی محور شرارت نام گرفتند و عراق در این میان به امید بقا و عدم درگیری نظامی یا تغییر رژیم حاضر به همکاری شد و در نهایت آنچه که صدام برای آن تلاش داشت رخ ندهد، دامن گیر او شد. با دستگیری صدام به فاصله یک هفته قزافی در لیبی تسلیم شد و اعلام کرد که مواد هسته ای و سیستم نظامی خود را در اختیار بازرسان بین المللی بگذارد. تا آنجا که در مه 2006 روابط آمریکا با لیبی با هدف ماندن و عدم فشار برای تغییر رژیم قزافی عادی شد. اما در نهایت بازهم در لیبی نتیجه دیپلماسی اجبار آمریکا به حذف قزافی و تغییر رژیم در لیبی منجر شد و از همه مهم تر وضعیت بی ثبات عراق پس از قریب به 20 سال و لیبی پس از پنج سال است که قرار بود در عراق، لیبی و افغانستان دموکراسی و پیشرفت توسط آمریکا سوغات آورده شود، اما... .

نسخه ای که برای ایران پیچیده شده به همین ترکیب است. ابتدا تهدید بودن هسته ای ایران، سپس تهدید موشکی و تحریم های سیاسی، اقتصادی و فشار بر ایران که در نهایت منجر به مذاکره مجدد و اصلاح برجام و کنترل سیستم موشکی ایران شود تا در قبال آمتیازاتی چون ورود ایران به سازمان تجارت جهانی یا فروش راکتور آب سبک و تضمین تامین دراز مدت سوخت هسته ای و غنی سازی محدود اورانیوم... داده شود. به عنوان سخن پایانی باید گفت که چماق و هویچ هر دو پیداست. هویچ البته که وجود دارد، اما چماق بیشتر از آن هست.


طبقه بندی: سیاسی، 
برچسب ها: ایران، امریکا، دیپلماسی اجبار، چماق و هویچ،  
[ دوشنبه 16 بهمن 1396 ] [ 09:35 ق.ظ ] [ h ch ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

https://www.instagram.com/aramestan_hadi

https://t.me/nazarnegarir
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

فال حافظ